لحظه های سخت



* چشمان بارانی *

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلامی به زیبایی بهار خدمت تو ای دوست عزیز . پیشاپیش آمدن بهار رو

خدمتت تبریک عرض میکنم . امیدوارم هرجا که هستی یکی از زیباترین بهارهای عمرت

، بهار سال 89 باشه . خوب ، امروز تصمیم گرفتم برای همه دوستان اینترنتی و به عبارت

دیگر وبلاگی خودم یکی از اشعارم رو بنویسم ، امیدوارم که خوشتون بیاد :

***

" چشمان بارانی "

 

شاید تحمل میکنم من دوریِ دستِ تو را

شاید که باران می شوم ایامِ سردِ بی تو را

شاید که تقدیمت کنم ، قطراتِ بارانِ دلم

با یک سبد یاسِ سپید ، این شعرِ تقدیرِ تو را

شاید فریبا می شود ، این لحظه هایِ زندگی

امید ، قربانت شود ، هر لحظهِ بارانِ تو را

شاید تحمل می کنی ابیاتِ اشعارِ مرا

شاید که باران می شوم ، بارانِ چشمانِ تو را

شاید تحمل میکنم من لحظه هایِ زندگی

امیّد ِ آن روزی که من ، می بینمت از نو تو را

شاید تشکر میکنم ، با بیت بیتِ این غزل

هر لحظه یِ عشقِ تو از بارانِ چشمانِ تو را

در بیتِ آخر میکنم ، تقدیمِ تو ای بهترین

شاید که قابل می شود ، این شعر ، تقدیر، تو را

                 امِد غلامی شمس

 

 

 

 

 

٢۱ اسفند ۱۳۸۸  توسط امید  |  پيام هاي ديگران ()

 

 





 

 

 

* چشمان بارانی *
زلزله و زلزله زدگان هائیتی

 

اسفند ۸۸
دی ۸۸

 

امید

 

* تنها *
* مطلوب *
* آموزش 20 *
* رویای تلخ *
* داغ عشق *
*شعرعشق*
* فریاد شقایق *
* رویای عشق *
* دل نوشته ها *
سازمان گروه SGS
* صندوقچه پاندورا *
* خورشیدطلایی *
* یا زینب سلام الله علیها *
* Purple Girl's Memories *
*هربار شکستم تو به دادم نرسیدی *
سازمان حمايت از كودكان سرطانی (محك)
* اشعار امید غلامی شمس *
* L'horizon imprenable *
* خدا ، عشق ، زندگی *
* شهر سرگرمی *
* فریاد در تنهایی *
* شعر های من *
* تجربه شیرین *
* لواشک ترش *
* عصر اون روز *
* سرو شیراز *
* انديشه نو *
* فقط عشق *
* متروکه *
* تعادل*

 

RSS 2.0